معنی ضرغامة
7 بازدید
[ ضِ مَ ] (ع اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب). اسد. ضرغام. || مرد دلاور. (منتهی الارب). گشن قوی و توانا. مرد سخت. وفی نسخة و الوحل الشدید، فسّرها گل و لای شدید. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضرغامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر