معنی ضرغام
7 بازدید
[ ضِ ] (ع اِ) شیر بیشه. ضرغامة. (منتهی الارب). شیر. (بحر الجواهر) (مهذب الاسماء) (دهار). شیر درنده. (منتخب اللغات). اسد. ج، ضراغم : ارجو که مردی شود مبارز کز پیل نندیشد و ز ضرغام.فرخی. وگر نشاط شکار آیدت روا باشد که با منست بهر بیشه ای کنون ضرغام. مسعودسعد. جائی که بأس حسام و صولت بهرام و سورت ضرغام روی نمود، بخوادع کلام و روادع ملام التفاتی نرود. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۸۸).
کلمات همقافیه با «ضرغام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر