معنی ضبوء
7 بازدید
[ ضُ ] (ع مص) دوسیدن بزمین. (منتهی الارب). بزمین وادوسیدن. (تاج المصادر). || پنهان شدن. (منتهی الارب) (تاج المصادر). || پنهان شدن تا بفریبد کسی را. || برآمدن و بلند شدن بسوی چیزی و پناه بردن به آن. || شرم داشتن از کسی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضبوء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وء» برای سرودن شعر