معنی ضالة
7 بازدید
[ لَ ] (ع اِ) یک بنهٔ ضال باشد یعنی از کُنار دشتی. || سلاح هرچه باشد یا تیر خاصةً.[ ضالْ لَ ] (ع ص) شتر که بی شبان و صاحب در جای هلاک باشد. (منتهی الارب). گمشده (مذکر و مؤنث در وی یکسانست). (منتهی الارب) (دهار). گم گشته از حیوان (مذکر و مؤنث) و جز آن. ضایعه. چیزی گمشده. (منتخب اللغات). و در شعر بتخفیف نیز آمده است ضرورت را: سابع از ثامن ندانم ضاله ام خون همی گرید فلک از ناله ام.مولوی. حکمت قرآن چو ضالهٔ مؤمنست هر کسی در ضالهٔ خود موقنست.مولوی. الحکمة ضالة مؤمن (حدیث).
کلمات همقافیه با «ضالة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر