معنی صیقلی ساختن
5 بازدید
[ صَ / صِ قَ تَ ] (مص مرکب) روشن کردن. جلا دادن. افروختن : چهره را صیقلی از آتش می ساخته ای خبر از خویش نداری که چه پرداخته ای. صائب.
کلمات همقافیه با «صیقلی ساختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر