معنی صیغة
7 بازدید
[ غَ ] (ع اِ) خلقت. (اقرب الموارد) (غیاث اللغات). نوع. (اقرب الموارد). || طور. طریقت. ریخت. شکل. || هیأتی است که حاصل شود کلمه را باعتبار تقدم و تأخر حروف و حرکات و سکون آن. (غیاث اللغات). صورت کلمه. صورت. ج، صَیغ: صیغهٔ مفرد. صیغهٔ جمع. || (ص) سهام صیغه؛ یعنی همه از کار و عمل یک کس است. (منتهی الارب). || (اِ) اصل: هو من صیغة کریمه؛ یعنی از اصل بزرگ است. (منتهی الارب).[ صَ یْ یِ غَ ] (ع اِ) اشکنه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صیغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر