معنی صیصة
10 بازدید
[ صَ ] (ع اِ) خار خروس. (منتهی الارب). خار پس پای خروس. (مهذب الاسماء). سیخک پشت پای خروس. شوکةالدیک. ج، صیاصی. || شاخ گاو و آهو. (منتهی الارب). شاخ گاو. (ترجمان علامهٔ جرجانی). || حصار و هر چیز که بدان بازدارند چیزی را و پناه گیرند به وی. || شبان نیکوسیاست. || میخ که بوی خرما را برکنند. || غرواشهٔ بافنده که بدان تار و پود را برابر سازند. (منتهی الارب). شوکةالحائک التی یسوی بها بین السداة و اللحمة. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «صیصة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صة» برای سرودن شعر