معنی صیصاء
7 بازدید
(ع اِ) صیص. (منتهی الارب). غورهٔ خرما که آن را دانه نبود. (المعرب ص ۲۱۷). || دانهٔ حنظل بی مغز. (منتهی الارب). پوست تخم حنظل. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «صیصاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر