معنی صیرفی هندی
11 بازدید
[ رَ یِ هِ ] (اِخ) قاضی بود و مداحی سلطان فیروزشاه را نموده. این دو بیت از اوست: گرفت مشرق و مغرب ز فرّ یزدانی چو آفتاب جهانگیر تیغ سلطانی شه مظفر فیروزشه که بر در اوست ستاده قیصر و خاقان به رسم دربانی. (مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۳۱۴).
کلمات همقافیه با «صیرفی هندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر