معنی صولت کردن
7 بازدید
[ صَ / صُو لَ کَ دَ ] (مص مرکب) خشم کردن. تندی کردن : تو جفا کنی و صولت، دگران دعای دولت نه عجب بدین لطافت که تو پادشاه داری. سعدی. رجوع به صولت شود.
کلمات همقافیه با «صولت کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر