معنی صول
7 بازدید
[ صَ ] (ع مص) حمله کردن بر حریف خود و زیادتی نمودن. (منتهی الارب). حمله بردن. (تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی) (دهار): صدهزاران گور ده شاخ و دلیر چون عدم باشد به پیش صول شیر.مولوی. || کشتن کسی را. || راندن خر ماده یا گلهٔ خر کره را. || برجستن بر چیزی. || اندازه کرده شدن برای کسی. (منتهی الارب).[ ] (ع اِ) لقب پادشاه جرجان است. (تاریخ الخلفاء سیوطی ص ۲۶۴). لقب عام ملوک دهستان. (آثار الباقیه از یادداشت بخط مؤلف).[ ] (اِخ) لفظی عجمی است و در عرب آنرا اصلی نیست. شهریست در بلاد خزر در نواحی باب الابواب و آن دربند است. (معجم البلدان).[ صَ ] (اِخ) قریه ای است به نیل در اول صعید. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «صول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر