معنی صورت نوعی
6 بازدید
[ رَ تِ نَ / نُو ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) صورت نوعیه. جوهر حال است در هیولای ثانی و آن جوهریست داخل در جسم و مبدأ بود آثار آنرا چون روشنائی و سوزندگی و بدین صورت است که نوع اجسام مختلف شود. جوهریست بسیط که وجود آن بالفعل تمام نشود بدون آنچه در آن حلول یابد. (تعریفات جرجانی).
کلمات همقافیه با «صورت نوعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر