معنی صورت نمودن
6 بازدید
[ رَ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) گزارش خلاف واقع دادن. تضریب. سخن چینی. به دروغ خبری دادن. حقیقتی را قلب کردن و نمودن : گریختن من نه از سر عصیان بود، اما ترسیدم که بدخویان ترا صورتی نمایند و در حق فرزند خویش بزه کار شوی. (فارسنامهٔ ابن بلخی ص ۹۹).
کلمات همقافیه با «صورت نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر