معنی صواب بودن
8 بازدید
[ صَ دَ ] (مص مرکب) راست بودن. درست بودن. مصلحت بودن : صواب باشد که مسعدی را فرموده آید تا نامه نویسد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۳۱). خوارزمشاهی گفت: این چیست ای احمد که رفت؟ گفتم: این صواب بود. (تاریخ بیهقی). مرا این جا مقام صواب نباشد. (کلیله و دمنه). راستی را سر ز من برتافتن بودی صواب گر چو کج بینان به چشم ناصوابت دیدمی. سعدی.
کلمات همقافیه با «صواب بودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر