معنی صهبا

معنی صهبا

8 بازدید
[ صَ ] (ع ص) صهباء. تأنیث اصهب. || (اِ) فشاردهٔ انگور سپید. (منتهی الارب). شراب انگوری. شرابی که مایل به سرخی باشد. (غیاث اللغات). می سرخ. (دهار). || سیکی. (ناظم الاطباء): آورد نامهٔ گل باد صبا به صهبا.کسائی. امیرا خسروا شاها همانا عهد کردستی که گنجی را برافشانی چو بر کف برنهی صهبا. فرخی. گاه آن آمد که عاشق برزند لختی نفس روز آن آمد که تایب رای زی صهبا کند. منوچهری. جز نام ندانی ازو ازیرا کت مغز پر است از بخار صهبا.ناصرخسرو. تو بادی شادمان دایم مبادا هرگزت خالی نه گوش از نغمهٔ رود و نه دست از ساغر صهبا. مسعودسعد. در ساغر آن صهبا نگر در کشتی آن دریا نگر بر خشک تر صحرا نگر کشتی به رفتار آمده. خاقانی. طرب لعل تو می را برسانید به کام جان شیرین بلب ساغر صهبا آورد. سلمان ساوجی. چنان بزد ره اسلام غمزهٔ ساقی که اجتناب ز صهبا مگر صهیب کند. حافظ.
[ صَ ] (اِخ) نام وی آقا تقی فرزند ملا یداللََّه است. لطفعلی بیک آذر آرد: اجداد او از ولایت دماوند آمده در قم ساکن شدند و صهبا در قم متولد شد و تا سن سی سالگی در آنجا بود و متجاوز از بیست سال در اصفهان بسر برد. نسبت شاگردی به مرحوم میر مشتاق دارد... آخرالامر در شیراز درگذشت. صباحی ماده تاریخی برای سال مرگ او سروده است: کلک صباحیش زد نقش از برای تاریخ دائم بود ز کوثر لبریز جام صهبا. از اوست: شادم به اسیری که بجز کنج قفس نیست جائی که توان برد سری زیر پر آنجا. منشین بخلوتی که خوری باده با رقیب چون از خودی تو بی خبر و از خدا رقیب. (آتشکدهٔ آذر چ زوار ص ۴۰۲). رجوع به مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۳۳۰ شود.
[ صَ ] (اِخ) جواد مجدزاده. (۱۳۲۶-۱۳۶۴ هـ . ق.). ملقب به صهبا. مدیر ابنیهٔ تاریخی اصفهان و یزد و کرمان و جوانی فاضل و هنرمند و خوش قریحه و شاعر بود، وی پسر مرحوم شیخ احمد مجدالاسلام کرمانی مدیر روزنامه های مشهور ندای وطن و کشکول و محاکمات (متوفی رمضان ۱۳۴۱ هـ . ق.) است که پس از تکمیل تحصیل در تهران ابتدا به سرپرستی کاوشهای تاریخی شهر شاپور گازرون، سپس بریاست ابنیهٔ تاریخی اصفهان و یزد و کرمان منصوب گردید. مرحوم صهبا در دورهٔ تصدی این مقام در تعمیر ابنیهٔ تاریخی شهرهای فوق بخصوص اصفهان جهد بسیار بخرج داد مخصوصاً تعمیر گنبد مدرسهٔ چهارباغ و مسجد شاه و قسمتهای مختلف مسجد جامع اصفهان از خدمات عمدهٔ اوست. وفات صهبا در تاریخ نهم جمادی الاخره سنهٔ ۱۳۶۴ هـ . ق. / سی ویکم اردی بهشت ۱۳۲۴ هـ . ش. در اصفهان رخ داد و نعش آن مرحوم را بنابه وصیت خود او در جنب مزار بابارکن الدین در تخت فولاد اصفهان به خاک سپردند. صهبا در آخر عمر در اصفهان به نشر روزنامه ای ادبی و تاریخی به نام «سرنوشت» اشتغال داشت. (وفیات معاصرین بقلم محمد قزوینی مجلهٔ یادگار سال پنجم شمارهٔ ۴ و ۵).

کلمات هم‌قافیه با «صهبا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «با» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید