معنی صهب
7 بازدید
[ صَ هَ ] (ع اِمص) سرخی یا سرخ سپیدی موی. (منتهی الارب).[ صُ ] (ع ص، اِ) جِ اصهب. (منتهی الارب). رجوع به اصهب شود.
کلمات همقافیه با «صهب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هب» برای سرودن شعر