معنی صنیعت
7 بازدید
[ صَ عَ ] (ع اِ) صنیعة. کار. هنر. (مهذب الاسماء) (منتهی الارب): بر دل هر شکسته زد دل تو چون طبق بند در صنیعت فش.شهید بلخی. و اهل صنیعت آنرا چوب سندان گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). رجوع به صنیعة شود.
کلمات همقافیه با «صنیعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر