معنی صنهاجی
7 بازدید
[ صُ ] (ص نسبی) نسبت است به صنهاجة که قبیله ای است از حمیر. (الانساب سمعانی).[ صُ ] (اِخ) بادیس بن منصوربن بلکین بن زیری صنهاجی حمیری. صاحب افریقا از ملوک صنهاجیه تونس است. وی بسال ۳۷۴ هـ . ق. متولد شد و بسال ۳۸۶ پس از مرگ پدر ولایت یافت و در سردانیه اقامت جست و فرمان القائم بامر اللََّه فاطمی بدو رسید و در روزگار او خویشان وی فتنه ها بپا کردند، لیکن او بر آنان دست یافت و بسال ۴۰۶ هـ . ق. به فجأة درگذشت. (الاعلام زرکلی ص ۱۳۷).[ صُ ] (اِخ) تمیم بن معزبن بادیس صنهاجی از پادشاهان صنهاجیهٔ افریقا است، وی بسال ۴۲۲ هـ . ق. در منصوریه (افریقا) تولد یافت و بسال ۴۴۵ از جانب پدر به ولایت مهدیه رسید و بسال ۴۵۴ پس از مرگ پدر ولایت یافت. تمیم فتنه های برخاسته را بنشاند و شهرهائی را که از پدرش گرفته بودند بازستد. وی به ادب عنایتی داشت و شعر نیکو می گفت و مدت ۴۶ سال و ده ماه پادشاهی کرد و بسال ۵۰۱ هـ . ق. درگذشت. (الاعلام زرکلی ص ۱۶۶).
کلمات همقافیه با «صنهاجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر