معنی صندلبوی
5 بازدید
[ صَ دَ ] (ص مرکب) آنچه بوی صندل دارد: بر هوای درخت صندل بوی جامه را کرده بود صندل شوی.نظامی. رجوع به صندل شود.
کلمات همقافیه با «صندلبوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر