معنی صندلباف
5 بازدید
[ صَ دَ ] (اِ مرکب) این لغت چند بار در دیوان البسهٔ نظام قاری آمده و مصحح در فهرست لغات آن را جز لغات لاینحل و مشتبه دیوان البسه یاد کرده است : گه حصیری گشاد و صندل باف گاه ترغو و قیف و لاکمخا. نظام قاری (دیوان البسه ص ۲۱). همچو صندل باف مفتون گشته ام بر روی صوف آن عقوبت بس که ارمک دید در پهلوی صوف. نظام قاری (دیوان البسه ص ۸۸). و امرای ارمک و صوف و سقرلاط و دیبا و اطلس چون فراویز صندل باف گرد خود برآورد و رأی می زدند... (دیوان البسه ص ۱۵۰). ظاهراً قسمی پارچه است.
کلمات همقافیه با «صندلباف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر