معنی صنار
9 بازدید
[ صِ ] (معرب، اِ) معرب چنار است و آن درختی باشد معروف. (برهان). چنار. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء). دُلب. در اقرب الموارد این لغت را به تشدید نون ضبط کرده است. رجوع به چنار شود. || سر دوک. (منتهی الارب).[ صَ نْ نا ] (اِ) در تداول عامه، مخفف صد دینار است و آن سکه ای بود از مس معادل دو شاهی و ده عدد آن یک قران (یک <۵۳۰۶۴۱۰۱۵۰۵۴۰۱>...ریال) و سالها رائج بود. تاریخ انتشار آن بطور دقیق معلوم نیست، ولی آنچه مسلم است اینکه در سال ۱۳۱۹ هـ . ق. جریان داشته؛ سپس طبق پیشنهاد شماره ۲۲۷۷ وزارت دارائی و تصویبنامهٔ هیئت وزیران ۳۱/۱/۱۶ از اول تیر ماه ۱۳۱۶ هـ . ش. از جریان خارج شده است، ولی ادامهٔ جریانش تا سنوات ۱۳۲۴ و ۱۳۲۵ هـ . ق. باقی بوده است.[ صِ نْ نا ] (اِخ) موضعی است به دیار کلب در نواحی شام. (معجم البلدان).[ ] (اِخ) ناحیتی است درازای او بیست فرسنگ است میان شکی و تفلیس و همه کافرانند. (حدود العالم).
کلمات همقافیه با «صنار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر