معنی صمیل
5 بازدید
[ صَ ] (ع ص) خشک. (منتهی الارب).[ صَ ] (اِخ) ابن حاتم بن شمربن ذی الجوشن. وی شیخ مصریان بود به اندلس و امیری زیرک و دلیر و بخشنده. به روزگار بنی امیه به اندلس شد و امیر آنجا ابوالخطار دربارهٔ وی بدرفتاری کرد. اصحاب صمیل برآشفتند و ابوالخطار را بگرفتند و ثوابةبن سلامة را ولایت دادند و سلطه و نفوذ از آن صمیل شد و همچنان ببود تا عبدالرحمان اموی به اندلس شد و صمیل را بزندان افکند و او در زندان عبدالرحمان بسال ۱۴۲ هـ . ق. درگذشت. او را شعری است. (الاعلام ص ۴۳۶).
کلمات همقافیه با «صمیل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یل» برای سرودن شعر