معنی صمیر
7 بازدید
[ صَ ] (ع ص) مرد خشک گوشت و پوست بر استخوان چسبیده که از وی بوی خوی آید. (منتهی الارب). گوشت بر استخوان کوفته. (مهذب الاسماء).[ صُ مَ ] (ع اِ) وقت غروب آفتاب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر