معنی صمکوک
6 بازدید
[ صَ مَ ] (ع ص) نادان شتاب شر. (منتهی الارب). الجاهل السریع الی الشر. (اقرب الموارد). || مرد توانا (و) درشت. (منتهی الارب). القوی الشدید. (اقرب الموارد). || درشت خوی. || لزج. || سطبر از شیر و مانند آن. (منتهی الارب). شیری خازه. (مهذب الاسماء). رجوع به صَمَکیک شود.
کلمات همقافیه با «صمکوک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وک» برای سرودن شعر