معنی صمکمک
6 بازدید
[ صَ مَ مَ ] (ع ص) آنکه بوی بد داشته باشد. || توانا. || استوار. || (اِ) آب که از دلو چکد و متغیر شود بوی آن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صمکمک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مک» برای سرودن شعر