معنی صمادح
6 بازدید
[ صُ دِ ] (ع ص، اِ) خالص از هر چیزی. || روز گرم و سخت. (منتهی الارب). رجوع به صُمادِحیّ شود.[ صُ دِ ] (اِخ) التجیبی. از بنی تحبیب و جد خاندان صمادحی است که فرزندان او در مریهٔ اندلس به هنگام ملوک الطوائف ملکی داشتند. (الاعلام زرکلی ص ۴۳۵).
کلمات همقافیه با «صمادح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دح» برای سرودن شعر