معنی صماد
5 بازدید
[ صِ ] (ع اِ) جِ صَمد. رجوع به صمد شود. || سربند شیشه یا پوست پاره که سر شیشه بدان بندند. (منتهی الارب). غلاف شیشه. (مهذب الاسماء). || خرقه یا مندیل که مردم بر سر پیچند جز عمامه. (منتهی الارب).[ صِ ] (ع مص) به شمشیر زدن یکدیگر را. (منتهی الارب).[ صِ ] (اِخ) کوهی است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «صماد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر