معنی صلاح و مصلحت
5 بازدید
[ صَ حُ مَ لَ حَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) از اتباع است. تدبیر کردن. رای زدن. مصلحت دانستن. راهنمائی کردن: بی صلاح و مصلحت او آب نمی خورد و همیشه از او مصلحت می جوید. رجوع به صلاح و مصلحت جوئی شود.
کلمات همقافیه با «صلاح و مصلحت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حت» برای سرودن شعر