معنی صقلی
5 بازدید
[ صِ ی ی ] (ص نسبی) نسبت است به صقلیة. رجوع به صقلیة شود.[ صِ قِ لْ لی ] (اِخ) رجوع به ابن ظفر در همین لغت نامه شود.[ صِ قِ لْ لی ] (اِخ) رجوع به ادریسی ابوعبداللََّه محمدبن محمد شود.[ صِ قِ لْ لی ] (اِخ) عبدالعزیزبن الحسین الاعلی السعدی. وی یکی از ادبای جزیرهٔ صقلیه (سیسیل) و کاتب دیوان فائز بوده به قاضی جلیسی شهرت داشت و به سال ۵۶۱ هـ . ق. درگذشت و متجاوز از ۷۰ سال بزیست و بقوت طبع در شعر اشتهار داشت. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «صقلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر