معنی صقلغ

معنی صقلغ

6 بازدید
[ ] (اِخ) (فروریختن چشمه) شهرهائی است که در طرف جنوبی یهودا واقع است (صحیفهٔ یوشع ۱۵:۳۱) که بعد از چندی به شمعون داده شد. (صحیفهٔ یوشع ۱۹:۵). از آن پس چندی فلسطینیان آن را متصرف شده بعد از آن اخیش شهریار جت آن را به داود داد و از آن وقت ببعد بتصرف سبط یهودا درآمد. (اول سموئیل ۲۷:۶ و ۳۰:۱ و ۱۴ و ۲۶ و دوم سموئیل ۱:۱ و ۴:۱۰ و اول تواریخ ایام ۴:۳۰ و ۱۲:۱-۲۰). و در زمان بعد از اسیری هم آباد بود. (نحمیا ۱۱:۲۸). و لصن را گمان چنان است همان عسلوج است که در وادی عمیقی بمسافت ۱۲ میل بطرف جنوب بئر شیع واقع است و کاندر بر این است که زحیلیقه است که بمسافت ۱۱ میل بجنوب شرقی ۵ و ۱۹ میل بجنوب غربی بیت جبرین واقع می باشد و آن در دشتی است که در نزدیکی تلول الشغله می باشد و دارای خرابه هائی است که بر سه تل واقع و مثلث متساوی الاضلاع را تشکیل می دهند که هر یک از دیگری بقدر نصف میل مسافت دارد و در میانهٔ این خرابه ها اصیل هائی بوده است که سنگ آنها را برده اند لکن علما در این آراء اتفاق ندارند. علیهذا موضع صقلغ به یقین قطعی معلوم نمیشود. (قاموس کتاب مقدس).

کلمات هم‌قافیه با «صقلغ»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لغ» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید