معنی صفیرة
7 بازدید
[ صَ رَ ] (ع اِ) ریگ تودهٔ بزرگ میان دو زمین. (منتهی الارب). || (اِمص) زردی. یرقان. یرقان آوردن. (دزی ج ۱ ص ۸۳۶). || (حروف...) حروفی است که هنگام نطق بدان ها آواز پدید آید، و آن زاء، صاد، سین است. (کشاف اصطلاحات الفنون ذیل حرف).
کلمات همقافیه با «صفیرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر