معنی صفیرا
9 بازدید
[ صُ فَ ] (اِ) به وزن حمیرا، درختی است که صباغان بچوب آن رنگ میکنند و اهل مصر آن را عودالقتیه نامند. برگ آن شبیه ببرگ خرنوب شامی است و از آن متین تر و با نقطه های سرخ و سیاه... (فهرست مخزن الادویه). ابن بیطار بر این جمله افزاید: مردم مغرب اوسط این نام را بدرختی که در بربر املیلس گویند نهند. (مفردات ابن بیطار).
کلمات همقافیه با «صفیرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر