معنی صفی‌الدین یزدی

معنی صفی‌الدین یزدی

5 بازدید
[ صَ یُدْ دی نِ یَ ] (اِخ) شاعری است. صاحب لباب الالباب آرد: صفی یزدی که بصفای دل و خاطر خورشید را طعنه زدی و پیوسته جز بر جادهٔ وفا و سجادهٔ صفا نبودی در عهد ملک طغان شاه قربتی یافت و اگرچه در لباس ائمه بودی اما در زی متصوفه رفتی، و این ابیات دلفریب از آن وی است: زآن پیش که ناگه لب خشک بنده دزدد شکری زان دو لب پرخنده لشکرگه زنگبار بر گرد رخش از مشک طناب در طناب افکنده... هم او گوید: نه یکی روز ز وصل تو نشان یافته ام نه یکی شب ز فراق تو امان یافته ام دوش از دست غمت این دل غم پرور را خون چکان نعره زنان جامه دران یافته ام هیچ عاقل نکند باورم ای دوست که من دل دیوانهٔ خود را به چه سان یافته ام نظری کردی روزی بمن سوخته دل هرچه دارم من بیچاره از آن یافته ام به دو جو بر من اگر هر دو جهان گم گردد چون ترا یافته ام هر دو جهان یافته ام. (لباب الالباب چ لیدن ج ۱ صص ۲۷۸-۲۷۹). و رجوع به مجمع الفصحا ج ۱ ص ۳۱۳ و ریاض العارفین شود.

کلمات هم‌قافیه با «صفی‌الدین یزدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید