معنی صفی‌الدین الحی

معنی صفی‌الدین الحی

7 بازدید
[ صَ یُدْ دی ؟ ] (اِخ) در مجالس النفائس نام وی چنین ثبت شده لیکن ظاهراً وی همان شیخ صفی الدین ابحی است. چنانکه مصحح کتاب نیز در حاشیهٔ ص ۱۸۳ تصریح کرده است که در نسخهٔ اسلامبول شیخ صفی الدین ابحی آمده است. در مقدمهٔ ترجمهٔ حکیم شاه محمد قزوینی از مجالس النفائس آرد: در زمانی که حضرت میر در هری بوده حضرت قدسی منزلت شیخ صفی الدین الحی بخدمت او رفته و داعیهٔ مریدی او داشته و چون بصحبت میر نشسته و میر در صحبت گرم گشته از امتداد وقت صحبت نزدیک شده که نماز پیشین فوت شود، شیخ صفی الدین بر سبیل تنبیه گفته که وقت نماز فوت میشود، امیر قدس سره فرمود که نماز را قضا هست و صحبت را قضا نیست. شیخ چون این سخن را از او شنیده رنجیده و ترک صحبت او کرده و بصحبت شیخ زین الدین خوافی رفته، زیرا که او بسیار مواظبت بر طریقهٔ اهل سنت و جماعت مینمود و او شیخ صفی الدین را در خلوت نشانده چون بریاضت خلوت دل او صافی گشته دانسته که مرتبهٔ میر در کشف حقایق و دقایق بیشتر از مرتبهٔ شیخ است، لاجرم پشیمان گشته ولیکن دوائی نداشته. (مجالس النفائس چ علی اصغر حکمت صص ۱۸۳-۱۸۴). در حبیب السیر نیز صفی الدین ابحی ضبط شده و گوید سیدی دانشمند بود. (حبیب السیر چ خیام ج ۳ ص ۶۰۴).

کلمات هم‌قافیه با «صفی‌الدین الحی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید