معنی صفیا
8 بازدید
[ صَ ] (اِخ) اصفهانی. در عمل رمل آگاهی داشت طبعش خالی از لطفی نیست با حکیم شفائی معارضه داشته شعرش این است: مکن ناگشته از خاطرفراموشان فراموشم که چون از خاطرت رفتم ز خاطرها فراموشم به بازار محبت از پی سودای دل رفتم دچارم شد خریداری و سودا شد فراموشم. * سیمرغم و بال مگسی می طلبم آزادم و کنج قفسی می طلبم فریاد که فریادرسم خاموشی است خاموشم و فریادرسی می طلبم. (تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۰۵). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «صفیا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یا» برای سرودن شعر