معنی صفون
7 بازدید
[ صُ ] (ع مص) بر سه پای استاده شدن اسپ و سر سم چهارم را بر زمین نهادن. (منتهی الارب). بر سه پای ایستادن اسب و بر کنارهٔ سم چهارم. (ترجمان علامهٔ جرجانی). قدم بهم باز نهادن و بر سه پای ایستادن اسب و بر کنارهٔ سم چهارم. (تاج المصادر بیهقی). || صف بستن مرد به هر دو پای خویش. (منتهی الارب). || زدن کسی را بر زمین. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صفون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر