معنی صفوف
8 بازدید
[ صَ ] (ع ص) ناقة صفوف؛ ناقه ای که چند قدح شیر دهد از یک دوشیدن یعنی از کثرت شیر صف اقداح می بندد یا به هر دو دست خود صف می بندد بوقت دوشیدن. (منتهی الارب). آن اشتر که دستها بهم باز نهد در حال دوشیدن. (مهذب الاسماء).[ صُ ] (ع اِ) جِ صف. رجوع به صف شود.
کلمات همقافیه با «صفوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر