معنی صفوت‌پاشا

معنی صفوت‌پاشا

6 بازدید
[ صَ وَ ] (اِخ) یکی از وزرای بزرگ دورهٔ سلطان عبدالحمیدخان است که به رتبهٔ صدارت عظمی رسیده. پدر وی محمد خلوص آغا از مباشران و مدیر کلهای بعض قضاها بود. صفوت به سال ۱۲۳۰ در استانبول متولد شد و به سال ۱۲۴۷ به سن ۱۷سالگی سمت منشی گری دیوان همایون را داشت و دو سال بعد به منصب مترجمی باب عالی رسید و به سال ۱۲۵۲ به رتبهٔ خواجگی و به سال ۱۲۵۳ با رتبهٔ ثالث به وکالت مترجمی دیوان همایون نایل شد و به سال ۱۲۵۸ برای عزل پرنس کیقا و انتخاب پرنس دیگر مأمور بکرش گردید و به سال ۱۲۶۱ به منشی گری وزارت خارجه و سپس به منشیگری چهارم مابین همایون و به سال ۱۲۷۱ به عضویت مجلس تنظیمات رسید، سپس به مستشاری وزارت خارجه و وکالت آن نایل گشت و به سال ۱۲۷۲ به مستشاری صدارت عظمی منصوب و به سال ۱۲۷۳ در کمیسیون اقتصادی اروپائی که به موجب معاهدهٔ پاریس در کشور منعقد شده بود عضویت یافت و به بکرش رفت و متجاوز از یک سال در آنجا اقامت گزید سپس برای رسیدگی به مسئلهٔ دو کشور مأمور کنفرانس پاریس گشت و به سال ۱۲۷۵ به عضویت مجلس تنظیمات و وکالت وزارت خارجه و به وزارت تجارت منصوب شد و به سال ۱۲۷۹ با رتبهٔ وزارت، ریاست مجلس والا را یافت، سپس برای بار دوم مسند وزارت تجارت را اشغال کرد و به سال ۱۲۸۱ سفیر پاریس و عضو مجلس والا گردید و بار سوم به وزارت تجارت انتخاب و به سال ۱۲۸۴ به وزارت فرهنگ و وکالت وزارت خارجه نایل شد، سپس به عضویت کمیسیون شورای دولتی و اصلاحات مستشاری صدارت عظمی و وزارت عدلیه و وکالت ریاست شورای دولتی و مشاغل دیگر نصب شد و در صفر سال ۱۲۹۵ ریاست شورای دولتی یافت و در خلال این احوال مذاکرهٔ مصالحهٔ روس پیش آمد و به امر شاهانه به ادرنه رفت هنگام عودت بار چهارم به منصب عالی وزارت خارجه منصوب گشت و بعد با حفظ همین رتبه مسند صدارت عظمی را اشغال کرد و بعداً از این مقام منفصل شد. وی بارها مناصب عالیهٔ گوناگون یافت و حائز درجات عالیه شد و به اخذ نشانهای تعظیم و احترام نایل گردید و به سال ۱۳۰۱ درگذشت و در مقبرهٔ سلطان محمودخان ثانی دفن شد بعضی اشعار و منشآت از وی بجا مانده. (از قاموس الاعلام ترکی).

کلمات هم‌قافیه با «صفوت‌پاشا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شا» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید