معنی صفرلو
7 بازدید
[ صَ فَ ] (اِخ) دهی است از دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل. در ۲۱هزارگزی شمال گرمی و ۹هزارگزی شوسهٔ گرمی به بیله سوار. کوهستانی. گرمسیر. سکنهٔ آن ۱۵۰ تن. آب آن از چشمه. محصول آنجا غلات، حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ صَ فَ ] (اِخ) دهی است جزء دهستان کیوان بخش خداآفرین شهرستان تبریز. در ۱۳هزارگزی شمال خاوری خداآفرین، ۳۹هزارگزی شوسهٔ اهر به کلیبر. کوهستانی. گرمسیر مالاریائی. سکنهٔ آن ۹۱ تن. آب از رودخانهٔ ارس. محصول آنجا غلات، پنبه. شغل اهالی زراعت و گله داری است و راه مالرو دارد. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «صفرلو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لو» برای سرودن شعر