معنی صفرا شکستن
7 بازدید
[ صَ شِ کَ تَ ] (مص مرکب) اندک مایه طعام خوردن تا طعامی دیگر رسد. نَهاری. رجوع به لغت فرس اسدی و لغت نامهٔ حاضر ذیل لغت نهاری شود. صبحانه یا زیر قلیانی خوردن. || رفتن صفرا. زائل شدن صفرا: تا به کی سودا پزد تا چند خون دل خورد تلخ کامی کو به یک لیموش صفرا بشکند. باقرکاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «صفرا شکستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر