معنی صفارة
5 بازدید
[ صُ / صَ رَ ] (ع اِ) گیاه پژمریده و خشکیده. (منتهی الارب).[ صَ فْ فا رَ ] (ع اِ) کون. (منتهی الارب). است. (لغة سوادیه) (اقرب الموارد). || چیزکی است میان کاواک از مس و مانند آن که کودکان بدان کبوتران را صفیر کنند تا بپرند، یا خر را تا آب خورد. (منتهی الارب). || سرنای. (مفاتیح). سورنای. سوسوتک.
کلمات همقافیه با «صفارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر