معنی صفائی یزدی

معنی صفائی یزدی

5 بازدید
[ صَ یِ یَ ] (اِخ) هدایت در مجمع الفصحاء آرد: نام وی میرزا محمدعلی و نویسندهٔ صدر یزدی بود چندی هم خدمت نواب شاهزاده محمدعلی میرزا را کرده. در سفینه ای این ابیات بنام او دیده شد: لشکری آورد جنگ آور فزون از ده هزار سربسر با گرز آهن جملگی با تیغ تیز از خروش کوسشان پیدا نشان نفخ صور وز شرار تیغشان آشوب روز رستخیز خنگها در زیرشان چون کوههای بادسیر تیغها در دستشان چون ابرهای شعله ریز تیغ شهرآشوب شد ناگه برآمد از نیام همچو برق شعله بار و همچو بحر موجه خیز... وی به سال ۱۲۴۴ درگذشت. (مجمع الفصحاء ج ۲ ص ۳۱۶).

کلمات هم‌قافیه با «صفائی یزدی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید