معنی صفائی کرمانی
5 بازدید
[ صَ یِ کِ ] (اِخ) (ملا...) گویند مردی نامراد است. از اوست: ز شوق مشت کمان ابروان عالمگیر دمی ز خنده نیاید به یکدگر لب تیر. (مجالس النفائس ص ۱۵۴).
کلمات همقافیه با «صفائی کرمانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر