معنی صغی
6 بازدید
[ صَ ] (ع مص) میل کردن. (منتهی الارب) (مصادر زوزنی). || بچسبیدن. (تاج المصادربیهقی) (ترجمان علامهٔ جرجانی). || شنیدن. لغتی است در ص غ و. (منتهی الارب).[ صُ غی ی ] (ع مص) میل کردن. || میل کردن کام دهن و یکی از دوجانب وی. || شنیدن. لغتی است در ص غ و. (منتهی الارب).[ صِ غَ نْ ] (ع مص) میل کردن. (منتهی الارب). || میل کردن کام دهن و یکی از دو جانب وی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صغی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غی» برای سرودن شعر