معنی صعلکة
6 بازدید
[ صَ لَ کَ ] (ع مص) درویش کردن کسی را. || سر ساختن برای اشکنه و برآوردن سر آن را. (منتهی الارب): صعلک الثریدة؛ جعل لها رأساً و رفع رأسها. (اقرب الموارد). || فربه کردن تره، شتران را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صعلکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر