معنی صعدی
11 بازدید
[ صَ ] (ص نسبی) نسبت است به صعدة. رجوع به صعدة شود.[ صَ ] (اِخ) محمدبن ابراهیم بن مسلم بطال مکنی به ابوعبداللََّه. وی به مصیصه فرود آمد و از علی بن مسلم هاشمی و محمدبن عقبةبن علقمه و اسحاق بن وهب علاف و محمدبن حمید رازی و سمادبن سعیدبن خلف حدیث کند. وی بقصد حج به دمشق آمد. از او محمدبن سلیمان ربعی و حمزةبن محمد کنانی حافظ و جز آن دو روایت کنند. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «صعدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر