معنی واژه صریمة
6 بازدید
[ صَ مَ ] (ع مص، اِمص) عزیمت بر کاری و نیک دل نهادن بر آن. (منتهی الارب). عزیمت. (مهذب الاسماء) (غیاث اللغات): وآن مصلحت را چنانکه ذکر رفته است به عزیمت و صریمت و کیاست و شجاعت کفایت کرد. (جهانگشای جوینی). || قطع کردن کاری. (غیاث اللغات). || (اِ) پاره ای از ریگ تودهٔ جدا. (منتهی الارب). ریگ جداگانه. (مهذب الاسماء). || (ص) زمین دروشده کشت. (منتهی الارب).[ صَ مَ ] (اِخ) دهی از دهستان جراحی بخش شادگان شهرستان خرمشهر. ۳۷ هزارگزی شمال خاوری شادگان. کنار رودخانهٔ جراحی و راه خلف آباد به شادگان. دشت. گرمسیر مالاریائی. سکنه ۱۵۰ تن. آب آن از رودخانهٔ جراحی. محصول آنجا غلات، شغل اهالی زراعت و حشم داری، صنایع دستی ایشان عبابافی است. در تابستان راه اتومبیل رو دارد. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).