معنی صریم

معنی واژه صریم

4 بازدید
[ صَ ] (ع اِ) پارهٔ جدا از ریگ تودهٔ بزرگ. و منه افعی صریم؛ یعنی مار ریگ توده. (منتهی الارب). || بامداد. (منتهی الارب). روز. (مهذب الاسماء). || شب تاریک، از لغات اضداد است. (منتهی الارب). شب. (مهذب الاسماء). || پارهٔ شب. (منتهی الارب). || چوبی است که بر دهن بزغاله بندند تا شیر نمکد. (منتهی الارب). || خرمن ناکوفته. (مهذب الاسماء). || زمین سیاه سوخته که هیچ نرویاند. (منتهی الارب). || بریده از هر چیزی. (منتهی الارب). || و قولهم باء صریم سحر؛ یعنی خایب و خاسر برگردید. (منتهی الارب). || (ص) بریده. (ترجمان علامهٔ جرجانی). || دروده. (ترجمان علامهٔ جرجانی). || (اِ) (اصطلاح عروضی) نام بحری است.
[ صَ ] (اِخ) وادی یا موضعی است به یمن. (معجم البلدان). موضعی است. (منتهی الارب).
[ صُ رَ ] (اِخ) ابن معشربن ذهل بن تمیم از بنی تغلب، شاعری است جاهلی یمانی الاصل و در بادیةالشام بمرد و افنون لقب داشت از آن رو که در شعر خود گفته است: ان للشبان افنونا. (الاعلام زرکلی ص ۴۳۱).
[ صَ ] (اِخ) ابن مقاعس بن عمرو از تمیم از عدنان جدی جاهلی است. از پسران وی عبداللََّه بن اباض رئیس اباضیه و ابن صفار رئیس صفاریه اند. (الاعلام زرکلی ص ۴۳۲).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید