معنی صرفه
12 بازدید
[ صَ فَ / فِ ] (اِخ) منزلی است از منازل قمر و آن یک ستاره است روشن پس زبرة و تسمیهٔ آن بدین نام از آن جهت بود که با طلوع آن سرما برود. (منتهی الارب). ستاره ای است روشن از قدر اول بر ذنب اسد، ماه در جهت جنوب محاذی او شود و آن منزل دوازدهم قمر است. (جهان دانش ص ۱۱۹). منزل دوازدهم از منازل قمر پس از زبرة و پیش از عواء. منزل دوازدهم است از منازل قمر و آن از آخر زبرة است تا چهار درجه و هفده دقیقه و هشت ثانیه از سنبله و نزد احکامیان منزلی نحس است. ذنب اسد. قطب الاسد. نام کوکبی از دب اکبر. (نفایس الفنون): همه با ساز و پر گوهر بسان چرخ با کوکب پر از پروین پر از صرفه پر از شعری پر از کیوان. مسعودسعد. بی صرفه در تنور کن آن زر صرف را کو شعله ها به صرفه و عوا برافکند.خاقانی.[ صَ فِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان گروه بخش ساردوئیهٔ شهرستان جیرفت. ۱۸هزارگزی شمال ساردوئیه به ۱۲ هزارگزی باختر راه مالرو ساردوئیه به راین. سکنه ۱۸ تن. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ ] (اِخ) (خانهٔ فال گری) و آن شهری فینیقی می باشد که در ساحل دریا در نزدیکی صرفند حالیه که هفت میل از صیدا و چهارده میل از صور دور است و ایلیا در آنجا پناه برده با آن بیوه زن مادامی که در اراضی اسرائیل قحطی بود بسر برد. (اول پادشاه ۱۷:۸ -۲۴). و مسیح آن را مذکور داشته است. (لوقا ۴:۲۶). فعلاً از آن بجز خرابه هائی چند که تخمیناً به قدر یک میل به کنار دریا امتداد دارد و دارای چند قطعه ستون می باشد چیزی باقی نیست در آنجا محلی هست که آن را قدس نامند و دور نیست که همان زیارت گاهی است که صلیبیون آن را به خیال خانهٔ بیوه زن بنا کردند و این زیارت گاه را قبری نیست، زیرا بعضی بر آنند که ایلیا زنده است و در دنیا گردش همی کند و افسانه بر آن است که... عیسی وقتی که بدین موضع رسید استراحت فرمود و در آنجا قدری ماند اما ده صرفند حالیه بر جانب رأس صرفند بمسافت یک میل بساحل مانده واقع است. (قاموس کتاب مقدس).
کلمات همقافیه با «صرفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر