معنی صرعزده
7 بازدید
[ صَ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) مصروع. غشی. کسی که مبتلی بصرع و دارای بیماری صرع بود. (ناظم الاطباء). قطرب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «صرعزده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر